شرکت تعاونی کشتی سازی سفینه جنوب
ساخت وتعمیر انوع شناورهای دریایی
0
خلیج فارس وطن و وطن مادر ماست!
آموخته ایم که "وطن" جزئی از بدن و مادر ماست و خلیج فارس نیز بخشی از این وطن است و بر اساس این حکم قطعی که حقیقت را نمی‌توان خرید باید گفت: این حقیقت مهم را نیز نمی‌توان در لوای دلار از بین برد، زیرا این یک تاریخ است و تاریخ را می‌توان به رای خود نوشت، اما نمی‌توان کتمان کرد و البته باید تصدیق کرد که چنین تاریخی که از دوست و دشمن بر حقیقتش اذعان داشته‌اند، امکان تغییر ندارد.
خلیج فارس وطن و وطن مادر ماست!
«از فتوحات (پیروزی‌هایی) که درین سنه (سال) مبارکه مطابق احدی و ثلثین و الف. (۱۰۳۱ قمری) به نیروی اقبال قرین حال اولیاء دولت بیزوال گردید، فتح و تسخیر بلده هرموز است که بسعی امامقلیخان امیر الامرا فارس بوقوع پیوست… و در سال گذشته اشعاری شد (به شعر درآورده شد) که بنابر ظهور بی‌ادبی‌های فرنگیه پرتکالیه (پرتغالی‌ها) مقیم آنجا… امیر الامرا مذکور لشکر بتادیب (مجازات) ایشان فرستده خود نیز متعاقب رفت… در این وقت که فرنگیه پای از دایره ادب بیرون نهاده به اموری که بتحریر پیوست اقدام نمودند… جماعت انگلیسی را اخبار نموده ایشان نیز بر حسب وعده آماده خدمت شدند. القصه‌امام قلی خان شجاعت شعار با جنود قاهره فارس (سربازان پیروزمندپارس) متوجه آن صوب (سوی) گشته خود در بندر گمبرو که الیوم به  بندر عباسی موسوم است اقامت کردند و افواج قاهره (سپاهیان پیروزمند) از دریا با کشتی‌ها و سفاین عبور نموده داخل جزیره هرمز شدند… القصه بعد از دو ماه و چند روز امتداد ایام محاصره و جنگ و جدال به نیروی دولت و اقبال که همواره قرین حال این دودمان والاست، قلعه رفیع بنیان هرمز که در متانت و حصانت شهره جهان و از کارنامه‌های نادره فرنگیان است، مسخر اولیای دولت ابد پیوند گردید…، چون خبر فتح هرموز رسید، جناب خانی (امام قلی خان) مورد تحسین و آفرین شاه (عباس) و سپاه گردید و آن خبر بهجت اثر بر مبارزان قلعه گشای رکاب همایون مبارک و میمون آمده در همان روز قلعه قندهار نیز بتوفیق کردگار مفتوح گشت.. از هر طرف که چشم گشایی نشان فتح… وز هر طرف که گوش نهی مژده ظفر » {1}

 ۱۰ اردیبهشت ۱۰۰۱ در پی جنگ بین ایران و قوای پرتغالی که بنادر جنوب و جزیره هرمز را در تصرف خود داشتند، تنگه هرمز و جزایر پیرامون آن از زیر یوغ قوای بیگانه خارج شد و در همین روز نیز بندر گمبرون به پاسداشت شاه عباس صفوی به بندر عباس تغییر نام داد و حال پس از سده‌ها و با گستاخی برخی کشور‌های حاشیه این خلیج مهم، دولت جمهوری اسلامی این روز را روز ملی "خلیج فارس" نام گذاری کرد، اما این تمام تاریخچه این خطه مهم جهان نیست که روزگاری امپراتوری‌های بزرگی، چون انگلستان معتقد بودند یکی از سه نقطه حیاتی برای کنترل کل تجارت جهان است و آنچه از تواریخ بر می‌آید پیشینه ضرب این مکان به این نام در متون یونانی همچون کتاب مشهور آناکسیماندر و یا در جهان بطلیموسی نیز این نقطه بدین نام کتابت شده است و نشان از آن دارد که سکونت قوم پارس در اطراف این خلیج و تحت این خطه قرار داشته است لذا آنچه در این اثنا بیش از پیش مورد توجه باید قرار گیرد آن است که نام این خطه بدون اقامه هیچ استنتاجی خلیج فارس است، اما آنچه امروز این نام را بیش از پیش مورد توجه قرار داده آن است که عده‌ای رند از فضای مسموم تبلیغات جهانی استفاده سوء کرده و در صدد آن هستند تا نام این خلیج را بعد از قرن‌ها به نام مجعول خلیج عرب تغییر دهند.

اگرچه خلیج فارس بیش از هرچیز در بعد اقتصادی مهم است و به لحاظ آنکه بزرگترین منبع انرژی جهان در این منطقه جای دارد بزرگترین شاهراه حمل مواد نفتی جهان نام دارد و همین امر برخی را به صرافت انداخته است تا با زر و زور و با تغییر نام این خلیج مهم مدیریت آن را نیز در عمل به دست گیرند، اما آنچه مهم و حیاتی است آن است که خلیج فارس بخشی از هویت ملی ما ایرانی هاست.

اگر بپذیریم که تا پیش از ظهور اسلام مناطقی که امروز امارات، قطر و عربستان سعودی نام دارد تحت حکومت ایران بوده و با نبوت پیامبر اعظم از زیر یوغ خارج شدند و با ندای رهایی بخش اسلام این بخش مهم جهان، چون برادر در کنار هم و با یک آیین زیست کردند و می‌کنند، اما امروز و با توجه به تقسیمات به وجود آمده بعد از جنگ جهانی دوم، اقلیم هر خطه برای خود حکم حاکمیت ملی، دینی و هویتی را بازی میکند و از این روست که ما امروز برای بیان اهمیت ایران مان از لغات دینی بهره می گیریم.

خلیج فارس این نگین فیروزه‌ای رنگ انگشتری فلات مرکزی خاورمیانه  از دیرباز ازآن ایرانیان بوده و از آنجا که ایران به عنوان یک کل واحد غیر قابل کتمان است و همانطور که جزایر سه گانه تحت مالکیت ایران است خلیج فارس نیز به همین نام در جهان خواهد ماند.

این از آموزه‌های ماست که وطن جزئی از بدن و مادر ماست و خلیج فارس نیز بخشی از این وطن است و بر اساس این حکم قطعی که حقیقت را نمی توان خرید باید گفت: این حقیقت مهم را نیز نمی توان در لوای دلار از بین برد، زیرا این یک تاریخ است و تاریخ را می توان به رای خود نوشت، اما نمی توان کتمان کرد و البته باید تصدیق کرد که چنین تاریخی که از دوست و دشمن بر حقیقتش اذعان داشته‌اند امکان تغییر ندارد.